راستین راستین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره

راستین فرشته کوچولوی مامان و بابا

نزدیکه تولد راستین جونمه

سلام پسملکم عزیزه دلم اصلاً باورم نمی شه ولی داره ٢ سالت می شه ؟ واقعاً غیر قابل باوره ... عزیزم جمعه با بابایی و خودت رفتیم آتلیه وقت گرفتیم واسه جمعه این هفته که میاد بریم عکس بگیریم بعدشم رفتیم کیک تولدت و سفارش دادیم واسه دهم آخه تولدت چهارشنبه شبه ولی چون کسی اون روز نمی تونه بیاد و گذاشتم واسه پنج شنبه امروزم مرخصیمو گرفتم که خیالم راحت باشه خوب فعلاً اینارو داشته باش تا بقیه رو بعداً واست بنویسم .
30 بهمن 1391

نرگس

سلام مامانی عزیزه دلم هر روز حرف زدنت بهتر از روز قبلت می شه که اصلاً برای من قابل باور نیست این تغییرات ناگهانی و جذابت. تا قبل از دیروز به من می گفتی مامان نسی ولی دیروز دیگه کامل اسممو می گفتی کلــــــــــــــــــی کیف کردم دلم می خواست پشت سر هم صدام کنی . جدیداً یاد گرفتی اگه چیزی و می خوای ما بهت نمی دیم سریع قهر می کنی دراز می کشی رو زمین و دستاتو می گیری جلوی چشمات بعد می گیه گیه یعنی دارم گریه می کنم، من تو این حالت می خوام بپرم بیام بغلت کنم و هر چی می خوای بهت بدم ولی خوب از لحاظ مسائل تربیتی درست نیست مجبورم به قهرت اهمیت ندم ولی بجاش از اینجا یه عالمه واست بوس می فرستم بـــــــــــــــــوس بــــــــــــــــوس. ...
28 بهمن 1391

نداشتن اینترنت

سلام پسرم مدت طولانی بود که من اینترنت نداشتم و نتونستم خاطراتو برات بنویسم البته یکمم تنبلی کردم !!! ولی سعی می کنم با گذاشتن عکسها جبران کنم الانم که دیگه دوباره داریم نزدیک می شیم به تولدت عزیزه دلم تغییرات زیادی داشتی بیشتر توی حرف زدنت الان دیگه همه چیز رو تکرار می کنی مثل طوطی اتل متل تو توله رو می خونی یه توپ دارم قلقلی رو می خونی تولد تولد تولدت مبارک رو می خونی که آدم روده بر می شه از خنده انقدر که با حال می خونیش و ....  
26 بهمن 1391
1